اتصال رشته ای آدما
همونی که بهم گفت من بهت ایمان دارم و در یک عمل جوگیرانه خواستم اعلام پیامبری کنم، پیام داده "دوستت دارم استاد. من با خووندن شعرا و نوشته هات آروم میشم. انگار کنارمی."
راستش فاز این آدما رو نمی فهمم. نمی تونم بگم دروغ میگن اما نمی تونمم قبول کنم. تو یه گروه تلگرامی هستم که اینم عضوه.
ازم پرسید اینایی که نوشتی برای همسرته؟ گفتم از خیال میاد و تو خیال هم جرقه میزنه. زمانی می تونم برای کسی بنویسم که عاشقش باشم . گفت مگه عاشق همسرت نیستی؟ گفتم دوسش دارم ولی عاشقش نه. حس عاشقانه فرق داره. گفت: دوست داشتن بدون عشق معنی نداره. (چون اونجا ورژن مودبم هست نتونستم بگم ...س نگو بابا. ولی واقعا دلم خاست بهش بگم و با پشت دست بخوابونم دهنش.)
پرسیدم تو عاشق همسرتی؟ اون چی؟ گفت اره. اونم اره.
پرسیدم احساس اول ازدواجت با الانت تغییر نکرده؟ گفت بیشتر شده حتی. خواستم بگم مثل سگ دروغ میگی جاکش. ولی بهش احترام گذاشتم و مودب بودم. خواستم بگم عوضی اگه تو عاشق زنت بودی که به من پیام نمی دادی و با من لاس نمی زدی که من با تو آروم میشم. بعدم یه مشت تعریف ردیف کنی برام. من که می دونم با کمالاتم باسوادم یا هر چی اما تو برای چی به من میگی. میخوای ازت خوشم بیاد که اشتباه می کنی یا عاشقت شم که اونم صد درصد اشتباه می کنی.
و اما بعد اینکه معتقدم کسی که عاشق کسیه با شنیدن صداش، با دیدنش با یادش نفسش بند میاد. جونشون به هم بنده. چشماش برق میزنه و اشکش درمیاد. اما بعد از ازدواج به خاطر کارکرد مغز به خاطر تکرار و روزمرگی عشق کمرنگ میشه. و جاش دوس داشتن، عادت، وابستگی می گیره. و اینا با عشق فرق داره.
اگر یه روزی عاشق کسی بشم که گه میخورم حتما باید نفس تنگی جز برنامه هام باشه. 🤣 ولی گذشته از شوخی سنسورای عاشقانه م بسته ست. خیالتون راحت ....
میخوام بگم آدمایی که عاشق من میشن یا ابراز علاقه می کنن یا هرچی یه تخته شون کمه. و واقعا چقد خرن. و واقعا چقددددد
راستش مدتیه خیلی طولانی که آدما برام جنسیت ندارن. آدما فقط آدمن. انسانن و با یک رشته باریک به هم متصل. همه شون رو دوس دارم. آدما برای من دیگه زن و مرد ندارن. هیچ حسی بهشون ندارم. مثلا من اگه به حسین ابراز احساسات کنم همون احساسیه که به دیار دارم. نمی گم چون حسین مرد هست احساسم متفاوته که اصلا نیست. واسه همین راحتم. اگرم با کسی حرف میزنم تماما یک احساس ثابت بین همه ست. شاید با یکی ارتباطم بیشتر باشه یا با یکی کمتر اما نوع نگاهم فارغ از جنس بودنه. نمی دونم این یک عیبه یا چه؟
خلاصه اینکه نمی دونم درست توضیح دادم و متوجه شدید یا نع؟
پ.ن: این هفته سرم شلوغ بود. کتاب صوتی گوش کردم برای اولین بار. خوب بود. مهمانی تلخ. خود کتاب جالب نبود اما اجرای رادیویی و نمایشی عالی بود. کتاب صوتی تصرف عدوانی رو شروع کردم با د گوش میدیم. کتاب فلسفی و عاشقانه ست. نیاز به تمرکز داره گوش دادنش. کتاب نوال سعداوی هم زیادی داره از قوانین مردسالارانه مصر میگه. خسته شدم ازش. فیلم هم ندیدم.
پ.ن: بچه ها کدومتون صداتون خوبه و بلدید دکلمه کنید؟