نوال سعداوی یک فمنیسم مصری یک پزشک، روانپزشک، یک فعال اجتماعی هست که چن سال پیش یکی از مصاحبه هاش رو از بی بی سی گوش میدادم.

زنی قوی و مقتدر، آسیب دیده و زجر کشیده که تمام تلاشش رو برای آگاه کردن زنان انجام داده.

در آخر گفتگوش گفته بعید می دونه زنان جایگاه خودشون رو به دست بیارن.

دیشب یه کتاب ازش پیدا کردم و شروع کردم به خووندن. چهره عریان زن عرب. کتاب با موضوعی بسیار تکاندهنده شروع میشه
اینکه تو شش سالگی اون رو ختنه می کنن. دو صفحه از داستان رو نتونستم بیشتر بخوونم‌

انقد به تصویر کشیدن این موضوع برام دردناک بود که شب خابم نبرد. بعد از خواب پریدم و این موضوع رو تو ذهنم بررسی می کردم.

یادمه چن سال پیش درباره ختنه زنان مطالعه می کردم. عملی غیرانسانی و بی رحمانه. هنوز هم تو روستاهای مصر و سودان و کشورهای دیگه عربی وجود داره و حتی در خیلی موارد بسیار سخت تر و دردناک تر.

این کار رو برای تحریک نشدن زن و عدم برقراری رابطه جنسی انجام میدن که در سودان وضع وحشتناک تر از این هست. قبل از ازدواج فقط یک قسمت از بدن زن رو باز میزارن و بقیه رو بخیه می زنن. بعد از ازدواج دوباره جراحی می کنن و اون قسمت بخیه شده رو باز می کنن و اگر همسر شخص فوت کنه دوباره جراحی و دوخته میشه.

خانم نوال سعداوی با اینکه در یک خانواده تحصیل کرده متولد شد باز هم این اتفاق براش افتاد.

واقعا خیلی دردآوره یه سری رسوم و سنتها هست که باعث میشن انسان انقدر زجر بکشه. در واقع این خرافات هست که برای انسان تصمیم می گیره نه فکر و اندیشه ش.

و هر وقت این مسائل رو می خوونم میگم کاشکی اسمم انسان نبود و مسئولیت انسان بودن رو بر گردن نداشتم.