سریال زیبابین ساخته نتفلیکس رو دیدیم. ۸ قسمت بود. هر قسمت یه رنگ. گفته بودن همه رنگها رو می تونید جابه جا ببینید فقط رنگسفید قسمت آخر باشه. فیلم پلیسی و جالب بود. خیلی ازش تعریف کردن اما ارزش این همه تعریف و نداشت. خیلی خاص نبود. در مقابل سریال مظنون که اکشن، هیجانی و با موضوع بکر بود چندان جلوه نداشت. اما بد هم نبود. هرچند د کلی غر زد. بهار گفت خب بابا نگاه نکن. آخر شب د می گفت چیه این فیلما که می بینید. حیف وقت نیست!!! گفتم بشینیم اسب تورین ببینیم همه ش بدبختی. گفت اره درک می خاد. گفتم والا من درکم نمی رسه. خودت بشین از صب تا شب نگا کن. (اسب تورین یه فیلم سیاه و سفیده که درباره یه اسب و پدر و دختر هست. کل فیلم باد و بوران و طوفان و سیب زمینی پخته خوردن و بدبختی و زل زدن به دوربین هست تا بمیرن. منتقدا خیلی ازش تعریف کردن. بی بی سی یه برنامه اختصاص داده بود به این فیلم و کارگردان و فیلمای دیگه ش. ولی مگه هر فیلمی رو که بی بی سی تعریف کنه ینی عالیه. من که خوشم نیومد. به شدت خسته کننده بود. به درد فیلم بازای حرفه ای می خوره نه من که فقط می خوام لذت ببرم. تامام)
پدر دکتر لام چن شب پیش فوت کرد. دکتر لام هم از اقوام خیلی دور هست و هم رئیسم بود تو دو تا خبرگزاری. واسه همین ارتباط خیلی نزدیکی باهاش دارم. دیروز زنگ زدم و بهش تسلیت گفتم. د گفت زنگ زدی مراسمش هم میری؟ گفتم آره. د: ولش کن نمیخاد بری. من: خب زشته. نمیشه نرفت که. نزدیک هم هست...
وقتی آدم یکیو دوس داشته باشه رفتارها و اخلاق و حتی خصلت های بد اون آدم میشه منحصر به فرد. حالا اگه ازش خوشش نیاد بهترین رفتارشم میشه بدترین رفتار و اخلاق.
آفتاب پرست رو دیدین تاحالا؟ یه برنامه مستند بود از آفتاب پرست فیلم گرفته بودن. بدون اینکه شرایطش تغییر کنه یا دشمنی چیزی ببینه رنگاشو تغییر می داد. ینی از این رنگ به اون رنگ میشد. فوق العاده زیبا و رنگهای عجیبی داشت. مثل صورتی نارنجی قهوه ای سبز زرد آبی بنفش و .... داشتم فکر می کردم الان این آفتاب پرست داره فکر می کنه و میگه حالا این رنگی شم، یا مثلا میگه این رنگ الان بهتره ، یا میخاد رنگا و قابلیت هاشو تست کنه ببینه کار می کنه یا نه. هر چی هست قدرت خداست که ما بی خبریم.
شبکه جم فیت آموزش رقص هندی گذاشته. ینی ۲۰ دیقه ایروبیک و ده دیقه رقص هندی. خیلی خوبه. پر انرژی و خاص. منم باهاشون تمرین می کنم. چن سال پیش عروسی یکی از دوستام رفتم دو تا آقا همکار شوهرش بودن که هندی بودن. آهنگ هندی گذاشتن اینا رقصیدن. خیلی باحال بود. انگار فیلم هندی داری می بینی. از خود فیلما هم قشنگ تر بودن.
شده تا حالا کاری انجام بدین بعد از دور به اون کار نگاه کنید و خودتون تعجب کنید که عه این کار من بوده ینی؟
من وقتی شعرامو می خوونم دقیقا همین حس بهم دست میده. میگم من چجوری، کی،، چی شد انقد خوب کلمات رو کنار هم قرار دادم؟ شاید تحسینی خودخواهانه باشه. اما من این خودخواهی رو دوس دارم. و البته می دونم کلمات رو خدا در من به ودیعه قرار داد. دیروز که داشتم شعر انتخاب می کردم چشام هی قلب قلبی می شد.
پ.ن: اون وب رو آپدیت کردم.
پ.ن: سلام anahid68 عزیزم. دیروز قبل از اینکه بهم اطلاع بدی اومدم سر زدم بهت. دیدم نیستی. فهمیدم که اذیت هستی. هر کاری که باعث آرامشت میشه رو انجام بده. متاسفانه بیماران روانی زیادی هنوز هستند که به دنبال آزار دیگرانند. موفق باشی دوست گلم. دخمل خوشگلتو ببوس. مواظبش باش.
+ نوشته شده در یکشنبه پنجم شهریور ۱۴۰۲ ساعت 11:38 توسط گل گندم
|