موقعی که مادرم زنده بود، چن سال قبل از فوتش (خیلی مریض بود، فشار خون و قند و چربی و ... که تقریبا همه ایرانیها حداقل از ۶۰ به بالا باهاش درگیرن.) مدام میگفت نمی میرم راحتشم. چیه این زندگی
تا اینکه مرد و راحت شد.
بعد از فوت مادرم، باباهه مدام می گفت من تنهام. همه فامیلام مردن فقط من موندم. خواهر برادرام، پدر و مادرم، پسرخاله ها و دخترخاله م ، پسردایی هام و پسرعموهام همه رفتن هیش کی نمونده. من تنها شدم.
و من سر هر دوی اینا خیلی ناراحت میشدم ولی کاری ازم برنمیومد.
الان د ترکیب این دو نفر شده. مدام یا مثل مادرم حرف میزنه یا بابام. با این جمله اضافه که شماها بی عاطفه اید. من واقعا نمی دونم برای تنهاییش چی کار کنم. خیلی وقتا واقعا دلم میخواد کمکش کنم. اما می دونم تنهایی از بیرون نیست. تنهایی از ذهن و درون آدمه. من چه کنم که تو هیچ جا نمیری و با هیش کی ارتباط نمیگیری. من چه کنم تو من و بهارو از خودت نمی دونی؟ من چه کنم که ما برات غریبه ایم و ما رو خانواده خودت نمی دونی؟
خلاصه هم دلم براش می سوزه هم نمی دونم چیکار کنم براش.
دیشب خواب دیدم از جوب داشته می پریده پاش لیز خورده کاسه سرش شکسته، خیلی ترسبدم تو خواب.
.......
همسایه مون دو تا دختر داره همسن بهار و از بهار یه سال کوچیکتر، بچه سومش پسر ۴ ساله ست، دیروز تو راه پله ها خانومه رو دیدم با آقاهه، بغل خانومه یه بچه دو سه ماهه بود. احوالپرسی کردم ولی در حالت هاج و واج. نمی دونستم بچه شو تبریک بگم یا بهش فحش بدم. آخه زنیکه تو خودت داری از ضعیفی می میری زرد و زار، بچه آوردنت چیه تو این وضع خراب اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، اینا هیچی تو این بی آبی و بی برقی و آلودگی. واقعا حس می کنم عقل ندارن.
نه خانواده بی فرهنگی ان که ادم بگه فقر فرهنگی دارن، نه پول دارن که آدم بگه خیالش راحته بچه ها رو میفرسته اونور آب.
.........
اونجا که میرم یه خانومه ست بی سواده، ریاضی یه کمی اعداد دو رقمی رو فقط بلده، امروز با کلی من من بهش گفتم اگه دوس داشتی ریاضی بهت یاد میدم، خوندن و نوشتن ، گفت من ریاضیم خیلی خوبه نمیخواد😵💫😵💫😵💫
فک کنم بهش برخورد. بعدم دیگه نزدیکم نمیومد.
.....
دیروز کلاس ثبت نام کردم. کلاس ... . بعد از یه سال و نیم تردید. امروز جلسه اولش بود.
ادو سه روز پیش از چت جی پی تی برنانه ریزی خواستم. خیلی بهتر از من برنامه ریزی کرد برام که شاید با وقت محدود من بتونه بهم کمک کنه. الان بعید می دونم به دردم بخوره چون همه چیم قاطی شده.
.......
و در همین اثنا جواب ارشد اومد😁
هم خوشحالم هم .... ولی نه، بیشتر خوشحالم
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم مهر ۱۴۰۴ ساعت 16:12 توسط گل گندم
|