با رئیسم صحبت کردم قرار شد پاره وقت برم. د هم گفت سه روز بری خوبه... اینجوری برام خیلی بهتره. بقیه روزا هم دور کاری می کنم. می تونم به بابا سر بزنم.
محل کارم محیط خوبیه. خیلی دوستانه و رفاقتی.
و مهمتر اینه که حوزه فرهنگی هست.
رئیسمون خیلی خوشحاله از اینکه یه نیروی حرفه ای به مجموعه اضافه شده. تبادل اطلاعات کردیم. و مشخص کردن محدوده کاریم رو. اینکه تو قسمت ترجمه چقد دستم بازه و ....
بعد از اینکه برگشتم بهار تو پارکینگ بود تا منو دید خوشحال شد پرید بغلم گفت چطور بود امروز؟ کلی ذوق کردم.
دیروز خواهربزرگ د زنگ زد بهش که خواهر دیگه شون فوت کرده. خیلی یه دفعه ای بود.
مریض بود ولی نه در حدی که فوت کنه. بعد از ناهار خوابید و تو خواب رفت.
به نظرم مرگ تو خواب خیلی خوبه.
نمی دونم تو بیداری چطوره. شاید خوب باشه.
در هر حال مرگ خیلی خوبه.
دیشب رفتیم خونه شون. اصلا خبری از گریه و شیون نبود. همه خیلی شیک نشسته بودن و صحبت می کردن. آهنگای غمگین انتخاب کرده بودن و گذاشته بودن. نهایتا دو تا قطره اشک و اظهار تاسف.
برعکس ما که هر کی از در وارد میشد گریه و زاری شروع می شد و قرآن یا نوحه بود.
شاید این جور خیلی بهتر باشه آدم با رفتن عزیزش زودتر کنار میاد.
تو مراسم خاکسپاری امروز هم همه چی خیلی عادی و معمولی بود. دخترش فقط یه کم گریه کرد و بیشتر از همه د. چشاش پر اشک بود و هق هق می کرد. خیلی عاطفیه طفلکی.
پ.ن: قرار بود از شنبه برم سر کار. شنبه و یکشنبه واسه کمبود گاز تعطیل بود. دوشنبه رفتم. سه شنبه از خونه گزارش تنظیم کردم و فرستادم. چهارشنبه کارو تعطیل کردم. پنج شنبه و جمعه هم که هیچی. فک کنم نرم بهتره...
پ.ن: مراسم سمت لواسون بود. چقد مسیر رو دوس داشتم. مسیری بود که من و د کلی باهاش خاطره داشتیم. د میگفت هایده بزار. ... خیلی هایده دوس داشت. دختر اون مرحوم هم دیشب می گفت مادرش خیلی آواز خووندن رو دوس داشت. وقتی می خووند ضبط می کرد و واسشون می فرستاد. چن تا از آهنگایی که خوونده بود رو دیشب گذاشتن. صداش مثل صدای ... یادم رفت اسم خواننده رو. هر وقت خونه ما میومد می گفتیم بخوون برامون. اونم می خووند. چن تا صدای ضبط شده دارم ازش. خدا بیامرزدش. روحش شاد. سفرش به نور و روشنی...
پ.ن: چن روزه خونه بابا نرفتم. قهر نکنه خوبه. صب منتظرم بود. فهمید که خواهر د فوت کرده بهش تسلیت گفت و عذرم موجه شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم دی ۱۴۰۱ ساعت 17:28 توسط گل گندم
|