قابلیت های من
قابلیت اینو دارم که ساعتها وایسم و به مرغای دریایی نگاه کنم. مگه میشه این مهاجرای خوشگل رو دید و دل آدم نلرزه و تماشا نکنه؟ ولی بعضیا بهت زده به من نگاه می کنن .
حرف دیگه ای ندارم. یعنی دارما . بعدتر می نویسم.
اومدم خونه بابا. واسه دخترعموم زنگ زدم. گفت بچه داداش ر تو دیدی؟ گفتم نه.
داداش ر خیلی حال به هم زنی. پول دوست خسیس. و یاد آهنگ داریوش می افتم: ... همخونی معنا نداره....
امروز دستم به نوشتن نرفته هنوز. هر وقت داستان می نویسم، حدود دو سه روز خالی الذهن میشم انگاری.
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ ساعت 11:16 توسط گل گندم
|