چهارشنبه روز اول بود که کلاس تشکیل شد. با مثنوی مولانا. خیلی خووب بود. استادشو دوس داشتم. اصلا هر چی که به مولانا و شمس مربوط میشه دوس دارم.‌

ساعت بعد هم با خودش زبان تخصصی داشتم اونم خوب بود ولی شما که غریبه نیستید زبانم افتضاحه آقا، افتضاح. تخصصی هم بدتر.

متون نظم و نثر عالی بود. استادشو دوس داشتم. یه آقای حدود ۶۰ ساله. تو کلاس داشتم درباره ادبیات داستانی کره اظهار فضل می کردم، گفت موضوع پایان نامه ت معلوم شد. گفتم هانننننن!!!! البته هاج و واج گفتم وات؟ گفت ادبیات تطبیقی!!!😆

پ.ن: د رفته بود دکتر، (البته درمانگاه تقریبا نزدیک خونه است)، یادش رفته بود که با ماشین رفته، تو راه برگشت، رفت داروخانه، دست کرد تو جیبش، دید سوییچش تو جیبشه. یادش افتاد با ماشین رفته بود.

بهش گفتم خوب نیستا، میخوای یه دکتر بری؟ گفت نه. ذهنم پره و فکرم مشغوله. گفتم خود دانی.

پ.ن: قبل از خوندن توجه کنید که من نگاه و دیدگاه خودمو در رابطه با زنانی که باهاشون در ارتباطم میگم: بنظرم مردای ایرانی (از غیر ایرانیا خبر ندارم) ناتوان ترین مردها در خوشبخت کردن زنها هستن. واقعا چرا؟ چرا هیچ زنی از همسرش راضی نیست؟ چرا هیچ مردی نمی تونه خواسته های احساسی و عاطفی همسرش رو برآورده کنه؟ چرا مردا برای بقیه بلدن و انجام میدن ولی از زنهای خودشون دریغ می کنن؟ تو این مدت با زنهای زیادی در ارتباط بودم. خیلی زیاد، شاید یک درصد و حتی کمتر، زنی از زندگی با همسرش خوشحال باشه. از انتخابش یا از هر چی ....
فقط یه پیرزنه بود که اونم شوهرش مرده بود😂

پ.ن: امروز با د بیرون رفتم، بهش گفتم ماشینو دفعه پیش هم همینجا گذاشتیم و پیاده رفتیم بقیه مسیر رو. گفت نه اونور گذاشتیم. گفتم پیش این سطل آشغاله بودا. گفت نه. اونور بود. باهاش بحث نکردم.

پ.ن: امروز بعد از مدتها زهرا دوستم رو دیدم. خیلی خوشحال شدم. کلی بغلش،کردم. از دور سمتم دوید با دستهای باز. اونایی که تو پارک بودن نگاه می کردن و بعضا لبخند میزدن.

زهرا حس خوبی به آدم میده. بی نهایت با احساسه و باعث میشه آدم پیشش خودش باشه. بدون سانسور. خود خودش. اینو دوس دارم. بهش گفتم بیا وبلاگ بزن. به راه راست هدایتش کردم.

........

چرا انقد کار دارمو نمی رسم.

.......

امروز مامانای باشگاه میگفتن لاغر شدی. زهرا هم گفت چقد لاغر شدی. فاطمه هم گفت از اون یکشنبه تا این یکشنبه صورتت آب شد. خیلی لاغر شدی چیکار کردی با خودت؟ واقعا نمی دونم چی شد تو این مدت!!!!

......

دلم یه خیال راحتی و سکوت ممتد و کشدار میخواد. شبیه پر بشم. معلق.