فیلم رگبار اولین اثر بیضایی رو دیدم. برای سال ۵۰. نسبت به اینکه اولین فیلم در اون سالهاست خیلی خوب بود. خیلی تخصص ندارم درباره جزئیات بیشتر حرف بزنم. اینکه آقا معلم (پرویز فنی زاده) اصلا به عاطفه (خواهر یکی از شاگرداش با بازی پروانه معصومی) توجه نمی کرد. انقد که بقیه گفتن به عاطفه نظر داره که عاشقش شد. قصاب محل (با بازی منوچهر فرید) هم بود که عاشق عاطفه بود. یه جاش قشنگ بود دو تا عاشق یه شب با هم خوردن و مست کردن و درباره عاطفه حرف زدن. اینکه چقد دوسش دارن و وقتی می بیننش چه حالی میشن. اصلا چرا دوسش دارن و ...

فیلم آیه های زمینی رو دیدم سال ۴۰۲ ساخته شد که پخش نشد. درباره گیرودارهای اداری ایران. حکومت تمامیت خواه ایران که در همه چیز این ملت دخالت می کنه. فک کنم ده تا اپیزود داشت. یکی ثبت احوال . طرف رفت ثبت احوال، اسم انتخابی رو نمیذاشتن برا بچه ش. طرف رفته بود برای کار به خالکوبی دستش ایراد گرفتن حتی لختش کردن. طرف داداشش سوار ماشین بوده موهاش بلند بوده قبول نمی کردن که مَرده. طرف رفت ارشاد از فیلمنامه اش کلی ایراد گرفت. طرف سگشو تو خیابون می چرخوند ازش،گرعتن و دیگه بهش ندادن و ....

کتاب دستور زبان فارسی رو از مدرسه بهار گرفتم. ۴۰۰ صفحه ست. یه سری بلد بودم و یه سری هم نه. اما فرصت ندارم که رو ش زیاد تمرکز کنم. باید جمع بندی کنم اطلاعاتمو.

د بهم میگه نفست خیره. میگم واقعا؟ میگه اره والا. /الان من اینجوریم🤔

دیروز زنگ زدم به پسرداییم. کار داشتم باهاش. گفت تو هفته بهم زنگ بزن کار دارم باهات.
خدا بخیر کنه. چی تو مغز معیوب این ملت می گذره ا...‌ اعلم.

خب خب داستانم تموم شد. چراغ سبز شد و راه افتاد. بریم بعدی🙃 چاکریم خانوم. یه دونه‌ای🫡 خودمو تحویل بگیرم.