سفر ۱
از دیروز حالم خوب بود. اینکه دیگه بلیط سفر جور شد. هتل رزرو شد. همه چی آماده شد. بهار خوشحال بود. بخصوص از دیروز که حرکت کردنمون قطعی شد.
لباسا رو جمع کردم. غذا آماده کردم. از بلیط پرینت گرفتم.
د از یه طرف خوشحال بود که داریم سفر میریم از یه طرف ناراحت بود که چند روز تو خونه تنها می مونه.
صبح از هفت و نیم دیگه خوابم نبرد. وسیله ها رو جمع و جور کردیم و اسنپ گرفتیم برای راه آهن. خیلی سال پیش با دخترخاله م از این ایستگاه رفته بودم سمنان. خونه شون. برای یلدا. چند روزی اونجا بودم.
سوار قطار شدیم. یه کم کتاب خوندم. کتابی که می دونستم دوست ندارم ولی مجبورم کنه به خوندن با خودم آوردم. کتاب ارمیا از امیرخانی. یه فیلم دیدم آرامش در حضور دیگران ساخته ناصر تقوایی طرح غلامحسین ساعدی. یه کم نثر نوشتم. حالا هم اومدم سراغ وب.
سفر تنهایی خوبه. همسفرامون یه دختر و پسرن که تازه نامزد کردن. بچههای خونگرم و خوبین. دوس داشتنی و گوگولیان. تو ایستگاه یزد یه زوج به غایت یخ سوار شدن.
چند بار به د زنگ زدم. خوب بود. آخرین سری ساعت ۹ بود گفت میخوام بخوابم. ساعت ده بهش زنگ زدم گفت حالش خوب نبود. تو این یه ساعت خیلی حالش بد شد. افت فشار پیدا کرد. سرگیجه و ... زنگ زد به اورژانس. مشورت کرد باهاشون. گویا خطر برطرف شده. حالش بهتره.
تاریکی رو دوس دارم تاریکی و سکوت و جاده. کاشکی آسمون قابل رویت بود ولی از بس چراغا روشنه هیچی دیده نمیشه
اینجا عجب سرماش سیگار می چسبه. قرار بود روزی یکی بیشتر نکشم. ولی هر دفعه میرم بیرون یکی میزنم به بدن. سفر دو تا چیز میچسبه. غذا و سیگار.
پ.ن: کتاب گیاهخوار اثر هان کانگ رو تموم کردم. کتاب انجمن شاعران مرده رو دارم از گوشی میخونم.
فیلم استخوانهای دوست داشتنی رو دیدم. فیلم عشق ۱۷.۵ دلاری اقتباس از کتاب عشق چارلز بوکوفسکی رو دیدم. قبلش کتابشو خوندم.
یه کتاب دیگه هم تو طاقچه دارم باید بخونم.