یکی از کارایی که دوس دارم و بهم لذت میده، دعا کردن برای آدماست. خیلی کیف می کنم که ساعتها بشینم و واسه همه، هر کی که می شناسم، مجازی واقعی دوست دشمن رفیق نارفیق دعا کنم. اصلا حال خوبی بهم میده. به شرطی نفهمه که براش دارم دعا می کنم. چی شد که اینو گفتم؟

دیروز رفتم بانک برای خاله م کارت هدیه بگیرم. کارت ملی همراهم نبود. بانک گفت حتما باید کارت ملی داشته باشی. کلی غر زدم و بعد گفتم تا کی هستین؟ گفت ده دیقه دیگه. دیدم بیام خونه و برگردم که می بنده. کنارش باطری فروشی بود. رفتم به آقاهه گفتم ۵۰۰ نقد داری بدی؟ گفت آره تا یه تومنم بخوای دارم. حالا نت قطع، مگه واریز انجام میشد. بالاخره براش از گوشی کارت به کارت کردم و کلی دعاش کردم و تشکر. رفتم بانک. یه دیقه بعد در بانک بسته شد. گفتم پولم نقده کارت هدیه. گفت خیر حتما باید کارت ملی باشه. ما هر چی گفتیم آقا دو تا کارت عابر هست، شماره کارت ملی مو حفظ م، عوضی قبول نکرد. منم بی اصاب طور داشتم بد و بیراه می گفتم که یه پسره در قامت بتمن اومد گفت من می‌تونم براش کارت هدیه بگیرم. کارت ملی و کارت بانک هم دارم. بانکیه گفت برا خودت آره.

خلاصه یارو پولو کشید، منم پولو به پسره دادم، سیستم قطع شد. ینی ریدم به این فضاحت نت و سیستم بانکی. یه رب طول کشید تا تونست کارت صادر کنه. پسره بیچاره عجله هم داشت. ازش تشکر کردم. گفتم ایشالا هیچ وقت کار ت رو زمین نمونه. و یه لالمه دعاش کردم. یه ده تومن دادم بهش برا کارمزد و ... گفتم بزار تو جیبت دستم خوبه برات اومد داره. (میشنوم دارید میگید خدایی چه اعتماد به نفسی. اره دقیقا همینقد). بعدم هلاک اومدم خونه.

پ.ن: تا حالا شده برید یه وسیله ای بخرید، هم ارزون، هم جنس خوب. بعد که بیارید خونه کسی نه بهت تبریک میگه نه حتی تشویق می کنه. خیلی وقتا شبیه همین آدمه میشم که کسی به خریدم تبریک نمیگه حتی نگاهم نمیکنه.

پ.ن: بیقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست

آه بی تاب شدن عادت کم حوصله هاست

مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب

در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست