رشته دانشگاهم ادبیات عرب بود اما بیشتر از ادبیات عربی ادبیات فارسی رو یاد گرفتم. کتاب خووندم و خووندم. رمان و شعر. از قدیم تا جدید. چند سال پیش دیدم می تونم درباره رمانها و شعرها نظر بدم و مقایسه کنم و نقد کنم. بعد دیدم خودم هم می تونم بنویسم. و شروع کردم به نوشتن و سرودن.

الان دیگه از خووندن رمان و شعر واقعا خسته شدم. کتابی که ادبیاتش رو دوس داشته باشم وجود نداره انگار. (هرچند وسواس طور و طبق عادت بازم کتاب می خرم) از هر نویسنده معروف و غیر معروفی چن تا کتاب خووندم.

مثلا از عباس معروفی که نویسنده مورد علاقه م هست سمفونی مردگان، پیکر فرهاد، نام تمام مردگان یحیاست، سال بلوا و ... رو خووندم. از اسماعیل فصیح، از محمود دولت آبادی، از امیرخانی، از صادق چوبک، از هدایت، جلال آل احمد، گلشیری، ابوتراب خسروی، از نجدی، از پائولو کوئلیو، از هرمان هسه، نجیب محفوظ، خالد حسینی، سلمان رشدی، گابریل گارسیا مارکز و خیلیای دیگه .

الان تقریبا با دیدگاههای مختلف آشنا شدم. با ادبیات جهان آشنا شدم. دوس دارم در کنار نوشتن، به حیطه جدیدی وارد شم. یکی از اونها ترجمه ست و یکی تئاتر. دیروز با این آقای نمایشنامه نویس صحبت می کردم گفت حوزه ادبیات دیگه رونق نداره، تئاتر خیلی خوب داره پیش میره. ما تعداد کمی منتقد تئاتر داریم اگه بتونی وارد این حیطه بشی می تونیم با هم همکاری کنیم. بهم چن تا کتاب معرفی کرد که تخصصی و جالب بودن بعد گفت قراره نمایشنامه گالیله نوشته برشت بیاد. بخوون که نمایشش اومد بتونی نظر بدی.

قیمت دو تا کتابا زیاد میشد حدود ۳۰۰ که نخریدم. رفتم قیمت بلیط ها رو دیدم. قیمتش بود ۲۰۰، ۳۰۰، ۴۰۰. قیمت خیلی بالا بود. از اونجایی که د نمیاد و همکاری نمی کنه و بعید می دونم که دوس داشته باشه با آدمای جدید آشنا بشم، عملا منتفیه. هر چند خودم دوس دارم پیش برم. و می دونم راه در این زمینه برام بازه و خیلی زیاد می تونم جلو برم و حتی به صورت زیر پوستی به بازیگری تئاتر هم فکر می کنم و حتی نمایشنانه نویسی. می دونم امکانش هست و برام مهیا خواهد شد، اما خب نمیشه.

تو یک سال گذشته حدود ۷۰ تا فیلم دیدم. بیشتر خارجی بودن. فیلمها تقریبا خوب و عالی بودن. اما فیلم دیدن به اندازه کتاب خووندن برام لذتبخش نبود. و بهش چندان علاقه پیدا نکردم. اگرچه منو به یکجا نشستن عادت داد. و تونستم فیلم رو با کتابش مقایسه کنم.

پ.ن: بهار یه برنامه تو گوشیش داره که قدمها رو موقع پیاده روی ثبت می کنه. ۴ روز پیاده روی و تهران گردی ( میدون آزادی، قیطریه، دربند، میدون انقلاب) حدود ۳۰ هزار قدم برامون ثبت شد. که خودش خیلی جالب و ارزشمند بود.

زیر زانوم‌ درد داره و امروز ورم شدیدی روی زانوم داره. چن علت میتونه داشته باشه یکی رطوبت و سرما. یکی زیاد ایستادن، یکی هم تا شدن زانو موقع تشهد (که عملا از همینجا شروع شد و بقیه تشدیدش کردن). با توجه به اینکه بعد از روماتیسم، زانوهام ورم می کنه و آسیب پذیر شدن، نماز خووندن به شکل معمول به لحاظ جسمی به زانوهام آسیب میزنه. و اگه درد و ورمی نداشته باشه. تا شدن و خم شدن سبب شروع درد و ورم میشه.