خانواده نگو زورو بگو
بهار یه تحقیق داشت . معلمش چن وقت پیش بهشون داده بود. باید درباره یک مشکل روحی- روانی تحقیق می کردن. اینکه ریشه بیماری از کجاست، و چه اثراتی داره. موضوع ترس رو انتخاب کردیم. پرشسنامه هم باید می نوشت و به ۱۵ نفر می داد. ۷ تا سوال درآورد. میگم این کارو باید از چن وقت پیش می دادن تا فرصت می شد برای تحقیق. نه که امروز بدن. میگه خیلی وقته داده. ولی انقد مزخرف بود حالشو نداشتم بنویسم. میگه عب نداره. خودم به جای همه پر می کنم با دست خط های مختلف. 😁
شروع کرد نوشتن. یکی دو تا از سوالا این بود: شما از چی می ترسین. شما برای ترسهاتون به روانشناس مراجعه کردین؟ یکیو نوشت جن. چون ماورالطبیعه ست. خیر.
یکیو نوشت مار . خیر. چون خانواده مثل زورو عمل می کنن🤣 میگم بهار این چیه نوشتی؟؟؟ میگه طنزم اون وسطا باشه بد نیست🤭
دیشب زنگ زدم دخترعموم احوالپرسی. ماهی یکی دوبار بهم زنگ می زنن. میگه چقد نوشته هات قشنگه. واقعا خوب می نویسی. میگم لطف داری. بعد میگه نه. جدی میگم. انگار یه استاد ماهر نوشته. انگار یه نویسنده خیلی قدیمی نوشته. من 😳🤨🤔 اینجوری بودم. بعد گفت منظورم اینه که تو هم استادی!!! خواست جمع کنه نتونست. (خدایی تعریف می کنید مث آدم تعریف کنید) بعد ادامه داد با خودم میگم چطوری این همه کلمه رو انقد ماهرانه کنار هم میزاری. من دو تا جمله برا بچه ها میخوام بنویسم نمی تونم. توش می مونم. و باز ناباورانه می فهمونه اصن بهت نمیاد تو نوشته باشی🙃 ولی نمیاد کپی هم باشه.
این دخترعموم نویسنده کتاب کودک هست. و اشعار و داستانهای بغایت تخمی مینویسه. خواهرشم رمان نویسه. در حد کتابای فهمیه رحیمی . چن تا چاپ کردن هر دو. دو سه جلد هم دلنوشته چاپ کرد. چن تا متنشو خووندم انگار دفتر خاطرات دبیرستان داری می خوونی.
خوبه ها. همین که می نویسن. ولی نمی دونم چرا دیگه واسه چاپ انقد عجله می کنن. بابا بزار قلمت پخته شه.
نه مثل من خوبه انگار!!! وسواس، وسواس، وسواس. رو هر کلمه باید عمیق فک کنم از ابعاد مختلف بررسی کنم. بعدم میگم نه. تکراریه. حالا انقد که خودم خووندم تکراری شده ها.
ولی باید از همین تریبون اعلام خودشیفتگی کنم که نوع نگاه و قلمم رو دوس دارم. اینکه یه جورایی متفاوت هست. ولی بازم موقع چاپ مث خر تو گل می مونم. از بس مرددم.
الان هر کی منو بعد از ۳. ۴ سال ببینه میگه : ینی تو هنوز کتابتو چاپ نکردی!!!!؟؟؟ تو دیگه کی هستی!!! ملت مث چی دارن چاپ می کنن ووتو هنوزززز در تردیدیییییی!!!!! گفتن بهما. منم گفتم به خدا. از بس خرم🤭 طرف تو این دو سه سال سه تا کتاب داده بیرون. انگار دنبالش کردن.