ایده پس از مرگ
امروز تشییع جنازه شاهرخ رو نشون میداد و طنین آوازش که پخش میشد بین جمعیت. مث هایده، مث مرضیه، مث مرتضی پاشایی که تو مراسم خاکسپاری آهنگاشون پخش میشد.
خیلی دلم میخاد وقت مردنم به جای صدای انکرالاصوات یکی که نوحه میخوونه و مردم زجه میزنن، از آوازهای خودم پخش بشه. اینو به د وصیت کردم. یه نگاه کرد، گفتم سعی می کنم خیلی خوب بخوونم آبرو داری کنم🤭
برای عوض شدن حالتون آهنگ مرغوب شاهرخ رو گوش کنید. خیلی خوبه.
تو نیلی چشات خیسه/ آدم میترسه بنویسه/ میترسه پاش به دل واشه...
پ.ن: به نظرم یکی از سرکار ترین ضرب المثل ها وصف العیش نصف العیش هست. به نظرم نه تنها وصف عیش نصف عیش نیست که زجره. آخه چجوری آدم یه چیزیو که دوس داره و در دسترسش نیست وصف کنه و لذت ببره. شاید اون موقع لذت ببره ولی بعدش اون خلا ایجاد شده نصف العیش که هیچی حال گیری مضاعفی ایجاد می کنه.
حال مثال زدن در این باره رو ندارم. خودتون فک کنید.