خانواده لاکچری
ساعت دو ظهر بود که داریوش ( برادر کوروش)با د تماس گرفت و گفت که کوروش فوت کرده. کوروش شوهر خاهر د هست. ( همون خاهرش که قبل عید فوت کرد. مراسم لاکچری برگزار کرده بودن . تا یه مدت به د می گفتم من مردم باید ازین مراسما برام بگیری. وگرنه حلالت نمی کنم. گروه موسیقی و شمع و گل و ... ولی خیلی شیک و باحال بود. وارد خونه شون شدم فک کردم عروسی اومدم🙃 ) بگذریم.
گفت چرا مراسم نیومدی و ....؟ د گفت من از کجا خبر داشته باشم. گفت به خاهرات زنگ زدن گفتن. اونا به شما نگفتن؟ گفت نه. کسی چیزی نگفت.
آماده شدیم رفتیم ختم . لواسان. همه کت و شلوار کراوات. شیش تیغ. فک کنم دخترش فقط دو قطره اشک ریخته بود. موها سشوار کشیده. عروسشون لاک مشکی . همه خیلی شیک و مجلسی نشسته بودن رو صندلی. البته فک کنم اینجوریم خوب باشه که همچین مرگ عادی شده
دو تا خاهر شوهرام که نیومدن. اینا هیچ مراسمی نمیان. از بس که از مرگ می ترسن حتی زنگ هم نزدن خبر بدن. نوبرن.
فامیلاش خیلی حال به هم زن هستن. یخ. بی احساس. بی عاطفه. معتقدم کسی که بی عاطفه ست اصلا از انسانیت به دوره. من یخ تر از این خانواده ندیدم به عمرم. قبول دارم همه گرفتارن. وضع اقتصادی هیش کی خوب نیست ولی اینا دیگه شورشو درآوردن.
پاره شدیم از بس تو مسجد هی گفتن مهندس فلان مهندس بهمان. مدیر فلان جا. رئیس فلان جا. رییس لاستیک بارز، کارخونه قابلمه نسوز، دستکش خانگی...، باطریسازی ...، کارخونه ... دیدم. فقط حیف شد به رییس کارخونه دستکش خونگی نگفتم ریدم به سر تو و اون کارخونه و اون دستکشات با اون کیفیت افتضاح. ماهی دو تا دستکش باس بخرم. پول یامفت میره تو شکم تو.
جمعه هم مراسم ختمه . ولی نمی رم حتمالا. بدم اومد از خواهرزاده هاش و فک و فامیلش. خود د هم تعجب می کنه از این همه بی احساسی اینا.
من فک کنم اگه د فوت کنه کل فامیلی که ازش بیان ده نفرم نیستن.
خاهراش تو مراسم اون خاهرش که قبل عید فوت کرده بود نرفتن.
انصافا تو این مدت د خیلی رفت به دیدن شوهر خاهرش. مریض بود. ماهی یکی دوبار می رفت. منم هی می گفتم برو . بهش سر بزن.
آخیش . چقد غیبت کردم راحت شدم.
پ.ن: مثلا واسه خودم ماسک صورت درس کردم. یادم رفت بزنم. یا هی کار پیش میومد نزدم. دیشب گفتم الان میزنم. درشو باز کردم دیدم کپک زده. عین شانس من. باورم نمیشد اینم بلد حال گیری کنه.