انقلاب
دیروز رفتم انقلاب واسه بهار کتاب خریدم. کتابش قیمت قبل بود. از آموزشگاه خریدم ۲۵۰ از انقلاب ۱۷۰. نمی دونم حالا آموزشگاه هم رو ش کشیده یا نه.
خرترین قسمت انقلاب رفتن کتاب خریدنه. آخه چرا من میرم بی کتاب نمی تونم برگردم خونه. کتاب من پیش از تو رو خریدم. کتاب یک عدد بابا به فروش می رسد کتاب طنز هست واسه بهار خریدم. بهش گفتم الان بهت نمیدم بخوونی. یه بار که چن روز تعطیل بودی میدم بخوونی.
پ.ن: امروز اومدم پیش بابا. وقتی وارد خونه شدم یه فضا و حالی بود که انگار منو برد یه جای دیگه. دیروز بابا داشت با خاله م صحبت می کرد سرش گیج میره می خوره به قرنیزای لبه دیوار و می شکنه. زنگ می زنن اورژانس. خاله هم میرسه. امروزم که داشت با تلفن صحبت می کرد سرش گیج رفت. باید چکاپ کنه.
پ.ن: لباسای بهار هم تموم شد. بلوز و شلوار تابستونی نخی براش دوختم. خیلی خوب شد.
پ.ن: امروزم ظهر میرم خبرگزاری. مهمون دعوت کردم از اصفهان میاد. نوازنده س. مقیم ایتالیا.